خرید بک لینک
بعضی شبها که اینجوری بیخوابی می زنه به سرم اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه که بلند شم اینجا چیزی بنویسم چون مطمئن هستم هیچی مثل این کار حالمو خوب نمی کنه ولی خب اول باید بدونم از چی می خوام بنوی

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

آذر ماه از اون ماه هایی هست که خیلی دوستش دارم. اول اینکه ماه پاییزی هست و همین که اسم پاییز روی ماهی باشد خودش تومنی ده ریال سوده. بعدش یلدا رو داره که یلدا بهترین شب سال هست برای من چون شب تولد

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

آخرین روزی که رفتم عیادت بابک گفتم چطوری بازم که انگار قاطی کردی؟ اولش خندید و با خنده گفت: شاعر میگه یه بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دامم نشستی ملخک... و چشمهاش پر اشک شد. حالا منم یه بار

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

بوسه بخیه است خنده بخیه است فراموشی بخیه استمهربانی بخیه استآدم بیبخیه متلاشی میشودآدم؛ زخم است.... "چارلز بوکفسکی" یه وقتهایی زندگی روی غلتک هست و یه وقتهایی نیست. یه وقتهایی هم هست که کلا غلتک

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

بلاخره سرطان مدولاری تیروئید در پاتولوژی تایید شد و خیالم حداقل راحت شد که دردم چیه . فکر کنم اولین مریضی باشم که وقتی دکتر بهم این خبر رو داد بهش گفتم خوشحالم آقای دکتر. همین که دردم مشخص شد خوشحالم

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

از پس این روزهای تلخ روزی هستروزی که نمیدانی چگونه فرا میرسد از کجا میآیدچگونه تو را مییابددر ظلماتی چنین بیروزنکه نامت حتیوانهاده تو را رفتهاست " شمس لنگرودی" فریده دونه: یادش بخیر زمانی ا

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

بزرگترین موهبت زندگی من دوستی با کتاب بوده. بعضی وقتها فکر می کنم اگه کتاب تو زندگیم نقشی نداشت زندگی برام چه شکلی بود؟ یه چیزی رو مطمئن هستم اونم اینکه زندگی بدون کتاب حداقل برای من هیچ حرفی ب

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماستهر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رودصحنه پیوسته به جاستخرم آن نغمه که مردم بسپارند به یادمیگن خدا هرکی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر اذیت می کنه و یا به قول معروف بیش

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

همه اطرافیانم از اسم سرطان می ترسند و اصلا دوست ندارن من در مورد بیماری ام این اسم رو به زبون بیارم انگار که می ترسند با حقیقت روبرو بشوند. درست بر عکس خودم که خیلی راحت می تونم باهاش کنار بیام و فعل

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

یکی از بزرگترین دلخوشی های من وبلاگ نویسی و خصوصا همین وبلاگم هست. البته اولین وبلاگم رو هم خیلی دوست داشتم و به عنوان اولین تجربه ی وبلاگ نویسی خیلی خاطره های بامره ازش دارم ولی اینجا رو بیشتر بخاطر

برچسب: نویسنده: آناهیتا بختیاری تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 7:50

صفحه بندی